توسعه براندی
کنیاک با استفاده از مزیت های محلی پدید آمد و حمل و نقل رودخانه ای باعث رونق تجارت شد
الگویی در روند توسعه منطقه مستغلات براندی وجود دارد که قبل از شروع تولید براندی در یک فرصت خاص، به یک منطقه کاشت انگور، یک منطقه تولید شراب یا یک منطقه کاشت میوه نیاز دارد. کنیاک فرانسوی، مانند بوردو در جنوب، با راحتی حمل و نقل رودخانه ظهور کرد. با این حال، به دلیل فرصت های مختلف، این دو منطقه مسیرهای متفاوتی را در پیش گرفته اند، یکی تولید براندی و دیگری متخصص در شراب سازی.
منطقه شارنت که کنیاک در آن قرار دارد نه تنها به دلیل شراب، بلکه به دلیل تولید نمک در امتداد ساحل از قرن یازدهم، زمانی که بازرگانان هلندی تجارت دریایی را کنترل می کردند، شناخته شده است. در اینجا به تجارت شراب و نمک مشغول است، با قایق در امتداد رودخانه چارنگ سفر می کند و توسعه اقتصادی را پیش می برد. وسعت تاکستان ها به تدریج گسترش یافت و شهرهای داخلی نیز همراه با نمک توسعه یافتند. با توجه به تبدیل هی یونجی به یک اپیدمی خشک، به یک پایگاه توسعه تبدیل شد. از اوایل قرن چهاردهم تا قرن پانزدهم، در طول جنگ صد ساله، کنیاک زودتر توسط فرانسه بازیابی شد، که چندین دهه بیشتر از تسلیم نهایی گوار طول کشید. علاوه بر این، پادشاه فرانسه Fran ç ois که در شهر کنیاک به دنیا آمد، امتیازات ترجیحی برای مداخله در زادگاهش فراهم کرد و دولت به سرعت توسعه یافت. اگرچه شورش های خواب نیمه دوم قرن شانزدهم این مکان را به میدان نبردی برای جنگ مذهبی تبدیل کرد، اما پایه و اساس صنعت انگور کنیاک تزلزل ناپذیر باقی ماند. هنگامی که در نیمه های شب، دستگاه تقطیر ظاهر شد، شروع به حرکت به سمت مرکز صحنه براندی جهان کرد.

بخش جنوبی فرانسه امروز عمیقتر تحت تأثیر روم است و از کوزههای سفالی برای تزریق شراب به جای بشکههای بلوط اختراع شده توسط گولها استفاده میکند. بشکه های بلوط عنصر مهمی در تولد ارواح قهوه ای هستند و شرط لازم برای یک برندی گسترده نیستند. با این حال، بعداً، مناطق تولید شراب جنوبی فرانسه، فرهنگ سنتی براندی را توسعه ندادند که به اندازه منطقه کنیاک هویا در جنوب غربی فرانسه در زندگی عامیانه ریشه داشت.
با انگور فقط فرصت را مدیونیم
مهمترین کشورهای تولید کننده براندی در قاره آمریکا، از جمله ایالات متحده، مکزیک، پرو و شیلی، همگی از گونه های بومی انگور هستند و فرهنگ مشروب مخصوص به خود را دارند. با این حال، فن آوری تقطیر شراب و فرهنگ برندی هنوز هم ریشه در اروپا دارد.
در پایان قرن پانزدهم، کلمب چندین بار به قاره آمریکا سفر کرد و ناوگان او یک بار انگور و زیتون را برای کشت به منطقه حمل کرد. تحت استراتژی وحشیانه پیشنهاد شده توسط هرنان کورتس، منطقه کشت انگور به شدت افزایش یافت و با ارتباطات مکرر گسترش یافت. در نتیجه، انگور و شراب نیز در دنیای جدید پدید آمدند و منتظر بودند تا تقطیرکنندگانی را از اروپا بیاورند و براندی از دنیای جدید در شرف تولد بود.
از آنجایی که شراب در هر دو قاره قدیم و جدید در سراسر جهان تولید می شد، شرایط مورد نیاز برای تولید براندی همیشه در فناوری تقطیر دانگ فنگ وجود نداشت. انتظار این باد شرقی واقعا سخت است. هزاره های طولانی می گذرد و تا زمانی که شراب تقطیر و حتی مصرف شد فرصت خاصی پیش آمد که براندی رسما متولد شد.
فن آوری تقطیر که در اوایل قرون وسطی از طریق شبه جزیره ایبری به جنوب فرانسه معرفی شد، آب حیات را در Yavini به وجود آورد. در آن زمان از آن به عنوان یک نوشیدنی دارویی استفاده می شد و اغلب کنیاک و یاوینی را با هم مقایسه می کردند. اگر چه کنیاک معروفتر بود و یاوینی سابقه طولانیتری داشت، اما اگر قرار بود عنوان بنیانگذار براندی قهوهای به آن اعطا شود، یاوینی از صلاحیت بالایی برای انتخاب شدن برخوردار بود. با توجه به سوابق تاریخی، براندی Yawenyi را می توان به سال 1310 ردیابی کرد. این برندی نه تنها در اوایل رشد، بلکه تحت کشت هماهنگ قرار گرفت و قبلاً نمونه اولیه براندی مدرن را تشکیل داده است که نشان دهنده آغاز براندی است.

پس از قرن شانزدهم پس از میلاد، دستگاه های تقطیر به طور گسترده ای برای تولید براندی مورد استفاده قرار گرفتند، به تدریج به اشکال مختلف تبدیل شدند و همچنان به سایر املاک براندی از جمله اسپانیا، ایتالیا، آلمان و آمریکای جنوبی گسترش یافتند. این بار، برندی نه تنها متولد شد، بلکه رایج شد، و حتی به یک سیستم فرم پیچیده ساخته شده از مواد خام مختلف که متقاطع بودند، تکامل یافت.
قرن 16، 17: بلوغ و توسعه فن آوری تقطیر
در میان آثار تاریخی کشفشده در نرماندی، مجموعهای از ظروف تقطیر وجود دارد که میتوان آنها را به قرن سیزدهم ردیابی کرد، اما تعیین اینکه ارواح تقطیر شده سیب قبلاً در آن زمان موجود بوده است دشوار است. مشروبات الکلی سیب احتمالاً پس از قرن پانزدهم به یک نوشیدنی روزانه تبدیل شد. اولین سابقه مکتوب موجود در مورد ارواح تقطیر شده سیب نرماندی را می توان به سال 1554 ردیابی کرد و ظهور آن زودتر بود، اما هیچ گزارش مکتوبی وجود ندارد. با توجه به این واقعیت که نام مکان Cavados هنوز ظاهر نشده بود، سیب سیب در آن زمان به عنوان "آب زندگی" ساخته شده از سیب سیب شناخته می شد.
در منطقه اقیانوس اطلس غربی فرانسه، مناطق زیادی برای تولید شراب وجود دارد که در شمال، مناطق رشد سیب نرماندی وجود دارد. در جنوب، از رودخانه ویال، شارنت و کنیاک، بوردو، آوون و سایر مناطق کشت انگور عبور می کند. در جنوب، خرز در منطقه اندلس در جنوب غربی اسپانیا نیز وجود دارد. هلندی ها در قرن شانزدهم به مردم اصلی تجارت در امتداد سواحل اقیانوس اطلس تبدیل شدند و شراب از جنوب به شمال به انگلستان آورده شد، هلند و کشورهای شمال اروپا به طور غیرمستقیم به توسعه کنیاک کمک کردند، اما سرنوشت نرماندی یکسان نبود.
در نیمه دوم قرن هفدهم، تحت فرمانروایی پادشاه خورشید لوئی چهاردهم، فرانسه استعمار خود را گسترش داد، تجارت خود را توسعه داد، ادبیات و هنر خود را توسعه داد و به دستاوردهای تاریخی بسیاری دست یافت. با این حال، پشت سر آن گروهی از مردم سخت کوش بودند که از سال ها جنگ، مالیات های سنگین، فقر و رنج رنج می بردند. حتی با یک ضربه از بهشت، عصر یخبندان کوچک بار دیگر بر نرماندی فرود آمد و آب و هوا دوباره سرد شد. برخی از درختان انگور تا حد مرگ منجمد شدند، بنابراین آنها درختان سیب مقاوم به سرما را کاشتند، دانه برداشت نشد، همه دانه ها مصرف شد و دیگر آبجو دم نمی شد. حتی اشراف زادگان مجبور به نوشیدن آب سیب مردم عادی شدند و جدایی از رابطه بین نرماندی و سیب را دشوارتر می کرد.
برای حفظ شراب، از سوزاندن آن دریغ نمی کنند
شراب کنیاک قرن شانزدهم با امروز متفاوت است. این انگور از نوع انگور Corumba با محتوای الکل کم، رایحه تازه، کمی شیرین و حبابدار تهیه شده است و برای حمل و نقل طولانی مدت مناسب نیست. برای جلوگیری از فساد، برخی افراد نیز معتقدند که صرفه جویی در فضای کابین یا فرار از مالیات است. به هر حال، هلندی ها شراب گرما را متمرکز می کنند زیرا از برندن برای پردازش شراب (wijn) استفاده می کنند. بنابراین در زبان هلندی brandewijn و در فرانسوی vinbrule به معنای (شراب سوخته در آتش) است. امروزه اصطلاح براندی از همین جا می آید.
هنگام تقطیر و تغلیظ، همه مواد طعم دهنده وارد تقطیر نمی شوند، بنابراین نمی توان همان شراب را پس از رقیق کردن آن با آب به دست آورد. هلندی ها احمق نیستند و باید می فهمیدند که بعد از غلظت نمی توان آنها را با آب کم کرد. در واقع، سوزاندن شراب کنیاک برای اهداف تجاری است. هلندی ها در شارلوت شراب نمک و کنیاک، شراب از رودخانه رویال در شمال و شراب بوردو در جنوب می خرند، تقطیر می تواند شراب را برای مدت طولانی قبل از فصل بعدی بدون خراب شدن حفظ کند، اما آیا همه شراب ها نیاز به تقطیر دارند؟ هلندیها که در تجارت خوب هستند، دریافتهاند که فروش مستقیم شراب از رودخانه رویال و بوردو سودمندترین است و ارزش تجاری شراب کنیاک پس از تقطیر بالاتر است، که شکل جدیدی از سوزاندن کنیاک را ایجاد کرده است. شراب.
در قرن 16 و 17، کنیاک و یاوین در سواحل غربی اروپا و همچنین براندی Herrez در جنوب غربی شبه جزیره ایبری به طور پیوسته به شمال اروپا فروخته می شد. تجارت مشروبات الکلی نیز بین دولت-شهرهای شبه جزیره ایتالیا آغاز شد و تا قرن هفدهم، تمام کنیاک کنیاک به شکل مشروبات الکلی مقطر صادر می شد.
هلندی ها همچنین از فناوری تقطیر در منطقه شراب هرتز استفاده کردند. امروزه مشروب محلی که با استفاده از دیگ تقطیر می شود هنوز به عنوان هولاندا شناخته می شود که ریشه های هلندی و آثار زبانی این دوره از تاریخ را پنهان می کند. در آن زمان هلندی ها در صنعت براندی پیشگام بودند. با این حال، 400 سال پیش، کنیاک و براندی هررز با امروز متفاوت بود. اگرچه کنیاک در اوایل قرن 17 شکل گرفته بود، اما هنوز یک کلید تولید مهم وجود نداشت که دو تقطیر بود.












